کلاس اول


 
عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما بازدید کننده ی کرامی
[ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- ده خط املاءاز درس روان خوانی بنویس.

2- ازدرس روان خوانی 5 بار بخوان.

3- کتاب بهتربنویسیم دوصفحه کامل شود.

4- کتاب کارریاضی تاصفحه 105 کامل شود.

5- کاردستی باوسایل دورریختنی فراموش نشود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاءبنویس.10 خط

2- کتاب بهتر بنویسیم دوصفحه کامل شود.

3- ازدرس جدید پنج باربخوان.

4-باکلمه هایی که خوا  دارند جمله بساز.

آزمایش کتاب علوم مربوط به سنگ ها راانجام بده .




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ شنبه 6 اسفند 1390 ] [ 09:51 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

یكی بود یكی نبود،غیر از خدا هیچكس نبود

یك روز خانم خرگوشه با پسر كوچولوی تپل مپلش برفك، رفتند مزرعه و مقداری هویج از خاك بیرون آوردند، در سبد ریختند و به لانه آوردند.
 هویج ها را شستند و خوردند و حسابی سیر شدند. فقط یك هویج درسبد باقی ماند. خانم خرگوشه به برفك گفت:« پسرم، این هویج را نخور، شاید برایمان مهمان بیاید، باید چیزی داشته باشیم كه جلویش بگذاریم و از او پذیرایی كنیم.»

برفك كه كاملاً سیر بود ، گفت:« چشم، مامان» بعد هم رفت تا با دوستانش بازی كند.

ساعتی بعد دوست خانم خرگوشه كه همیشه یك جفت گوشواره ی نقره ای به  گوشهای درازش می آویخت و اسمش هم گوش نقره بود ، به دیدنش آمد. خانم خرگوشه خیلی خوشحال شد، رفت و هویجی راكه در سبد باقی مانده بود ، آورد و روی میز جلوی گوش نقره گذاشت و به او تعارف كرد :« بفرمایید ، میل كنید.»

گوش نقره تشكر كرد ولی به هویج دست نزد و شروع كرد به حرف زدن با خانم خرگوشه. مدتی گذشت و دو خرگوش همچنان سرگرم صحبت بودند. برفك كه از بازی كردن ، خسته شده بود ، به لانه برگشت و به گوش نقره سلام كرد. گوش نقره جواب سلامش را داد،اورا بوسید و كنار خودش نشاند. برفك نشست و چشمش افتاد به هویج . خیلی دلش می خواست آن را بخورد ولی مادرش آن را جلوی مهمان گذاشته  بود و برفك می دانست كه نباید به آن دست بزند. خانم خرگوشه همانطور كه با گوش نقره حرف می زد و می خندید، یكبار دیگر هم تعارف كرد: «بفرمایید ، هویجتان را میل كنید.» گوش نقره گفت:« ممنونم ، چشم الان می خورم.» اما بازهم به هویج دست نزد. برفك كه منتظر بود ببیند گوش نقره كی هویج را می خورد،به تقلید از مادرش تعارف كرد:« بفرمایید، چرا هویج نمی خورید؟» و گوش نقره  باخنده گفت:« می خورم عزیزم، می خورم.» اما بازهم به هویج دست نزد و به حرف زدن ادامه داد.برفك كه با دیدن هویج دهانش آب افتاده بود ، دوباره گفت:« هویج نمی خورید؟» گوش نقره گفت: « می خورم عزیزم می خورم.» ولی بازهم به هویج دست نزد.برفك كه دید گوش نقره هویج را برنمی دارد،گفت:« حالا كه نخوردید خودم می خورمش....» و بدون معطلی هویج را برداشت و شروع كرد به جویدن و خوردن آن.خانم خرگوشه از این كار او خیلی ناراحت شد ولی چون مهمان داشتند ، چیزی نگفت. گوش نقره هم به این كار برفك خیلی خندید و در جواب خانم خرگوشه كه از او عذرخواهی می كرد ، گفت:« آه...عیبی ندارد ، بچه است و كم طاقت ، دلش هویج می خواسته ، بگذار با خیال راحت بخورد. نوش جانش.»

وقتی گوش نقره خداحافظی كرد و رفت، خانم خرگوشه برفك را دعوا كرد و گفت:
« از این كارتو اصلاً خوشم نیامد. تو به جای پذیرایی از مهمان ، از خودت پذیرایی كردی و این كار دور از ادب و نزاكت بود. تو می توانستی صبركنی تا گوش نقره برود، بعد باهم به مزرعه برویم و بازهم هویج جمع كنیم و بخوریم.»

برفك كه خیلی خجالت می كشید، سرش رازیر انداخت و چیزی نگفت. اما به خودش قول داد كه از این پس دیگر شكمو نباشد و جلوی مهمان مؤدب باشد و آبروی مادرش رانبرد.




طبقه بندی: داستان،
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 02:26 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- پنج خط املاء بنویس.

2-از مامان خوبت بخواه ده سوال ریاضی برایت بنویسد تاحل کنی.

3- کتاب بهتر بنویسیم تاآخر درس چشمه وچراگاه کامل شود.

4-کتاب کارریاضی صفحه ی100و101حل شود.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1 - یک نقاشی زیبا بکش وداخل آن املاء بنویس.

2- کتاب بهتر بنویسیم دوصفحه کامل شود.

3- از 1تا19 پنج بار بنویس.

4- فردابرای ساعت هنرگواش بیاور.

5- ازدرس چشمه وچراگاه بخوان.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ شنبه 29 بهمن 1390 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

 

 

یه  پرنده دوست داره

آسمون  آبی باشه

روزای خوب خدا

صاف و آفتابی باشه

 

 یه  پرنده دوست داره

خوب و مهربون  باشه

شب پیش ستاره ها

روز تو آسمون  باشه

 

یه  پرنده دوست داره

تو دلا غم نباشه

لبا پرخنده باشه

درد و ماتم نباشه

 

یه  پرنده دوست داره

رو  زمین جنگ نباشه

همه دل ها شاد باشن

هیچ دلی تنگ نباشه

 

یه  پرنده دوست داره

قفسش باز بمونه

از قفس فرار کنه

راحت آواز بخونه

 




طبقه بندی: شعر،
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 03:26 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

به نام خدا

روزی روزگاری مرد کشاورزی در مزرعه مشغول آبیاری بود.در همان وقت شاهین زیبایی که برای شکار یک خرگوش به زمین نزدیک شده بود، در دامی افتاد که مرد کشاورز برای به دام انداختن  یک گراز وحشی که هر شب مزرعه ی او را لگدمال می کرد،کار گذاشته بود.

شاهین بیچاره جیغ می کشید و می خواست  فرار کند اما نمی توانست. مرد کشاورز صدای شاهین  را شنید،به  طرفش آمد و همین که پروبال زیبای او را دید دلش به  رحم آمد و او را آزاد کرد.

شاهین آزاد شد و به آسمان پرید و با خودش گفت:« حالا که مرد کشاورز به من رحم کرد و از دام نجاتم داد، من هم روزی محبتش را جبران می کنم.»شاهین  هر روز بالای مزرعه پرواز می کرد و از آنجا مرد کشاورز را که سرگرم کار و تلاش بود،می دید.

 یک روز مرد کشاورز به دیوار شکسته ای نزدیک مزرعه اش، تکیه داد.اوکلاهش را روی صورتش گذاشت و چشمانش را بست تا کمی استراحت کند. شاهین با چشمان تیزبینش متوجه شکافی در دیوار شد و فهمید که آن دیوار به  زودی خراب می شود و روی مرد کشاورز می افتد. به فکر افتاد تا مرد کشاورز را از خطر آگاه کند. او با سروصدا به  طرف مرد آمد و کلاه او را با چنگال هایش گرفت و چندین متر دورتر انداخت.مردکشاورز از جا برخاست وبه سوی کلاهش دوید.ناگهان  از دیوار صدایی برخاست.کشاورز برگشت  و پشت  سرش را نگاه کرد. دیوار پشت سرش خراب شده بود.کشاورز فهمید  که شاهین  برای جبران لطف او این کار را کرده و با برداشتن کلاه،او را از دیوار دور کرده است. خدا را شکر کرد و گفت:«خدایا من  به چشم خودم دیدم که لطف و مهربانی و کمک  به دیگران هرگز بی پاداش نمی ماند.از تو که شاهین  را برای کمک به من  فرستادی سپاسگزارم و تو را شکر می کنم.»




طبقه بندی: داستان،
[ جمعه 28 بهمن 1390 ] [ 03:24 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- دو املاء بتویس.

2- کتاب کار ریاضی تاصفحه 100 کامل شود.

3- کتاب بهتر بنویسیم تا آخر درس مهتاب کامل شود.

4- شنبه کتاب قرآن پرسش می شود.

5-اعداد 10تا19راتمرین کن تاکامل یاد بگیری.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ چهارشنبه 26 بهمن 1390 ] [ 02:10 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

ای ماه آسمون چرا

اینقده شیطون شدی؟

چند شبی من ندیدمت

کجا تو پنهون شدی؟

شب ها برای دیدنت

چشام به  آسمون بود

هی با خودم می گفتم

مهتاب چه مهربون بود!

حالا که نیست

شبها سیاه و تاره

آسمون شب تو دلش

هزارتا غصه داره

تااین که یک شب،

یک شب تاریک

دیدم تو را هلال ِ باریک

از آسمون سر کشیدی

یواش یواش قدکشیدی

گرد  و تپل مپل شدی

مثل یه دسته گل شدی

شدی چراغ آسمون

ماه  قشنگ و مهربون




طبقه بندی: شعر،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:22 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاء از درس مهتاب به مامان بگو.

2- دو صفحه بهتر بنویسیم کامل شود.

3- کتاب کار ریاضی صفحه 96و97 کامل شود.

4- با سنگ هایی که داری شکل های مختلف بساز وبه کلاس بیاور.

5- ازدرس مهتاب روخوانی کن.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاء بنویس.

2- کلماتی که و استثناء دارند راحفظ کن.

3- بهتر بنویسیم دو صفحه کامل شود.

4- با کلماتی که در کلاس داده شده جمله بساز.( خورشید - دو- تو- نوک- خوش - خورد- خودم )

پسرم یادت نره برگه ی رضایت نامه راامضاء کنی.

فردابعداز ظهر جلسه با اولیاء محترم فراموش نشود.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 05:20 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]
شعر گلستان محمّد (ص )
  

منم قرآن ، منم قرآن منم پیغام جاویدان

منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه ی انسان

سرود عشق و امیدم ، فروغ پاک توحیدم

زدودم تیر گیها را به هر قلبی که تابیدم

بیا یکدم تماشا کن گلستان محمد را

نگر در آیه های من جمال آل احمد را

منم قرآن ، منم قرآن منم پیغام جاویدان

منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه ی انسان

سرود عشق و امیدم ، فروغ پاک توحیدم

زدودم تیرگیها را به هر قلبی که تابیدم

منم قرآن ، بها ر خرم گلهای تابنده

منم سر چشمه ی فیاض و بی پایان فزاینده

منم قرآن ، منم قرآن منم پیغام جاویدان

منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه انسان

بیا یکدم تماشا کن گلستان محمد را

نگر در آیه های من جمال آل احمد را

منم قرآن کتاب عشق و عقل و دانش و تقوا

به حکم آیت عدلم ستمگر را کنم رسوا

منم قرآن ، منم قرآن ، منم پیغام جاویدان

منم سر چشمه ی ایمان ، منم برنامه انسان




طبقه بندی: شعر،
[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- دواملاء بنویس.

2- کتاب کارریاضی تا صفحه ی95کامل شود.

3-کتاب بهتربنویسیم تا آخردرس برنج ونارنج حل شود.

4-پیک کامل شود.

5-یک کتاب داستان به کمک بزرگترها بخوان و یک شنبه به مدرسه بیاور تا در کلاس بخوانی.

 




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ چهارشنبه 19 بهمن 1390 ] [ 02:22 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاءبنویس.

2- کتاب کارریاضی آزمون شماره 4 حل شود.

3- کارت های جا   جـَ    جـُ      جو   جـِ   جه   جیـ  جی  تهیه شود.

4- ازدرس نارنج وبرنج بخوان.

5- کتاب بهتر بنویسیم دوصفحه کامل شود.

 




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ سه شنبه 18 بهمن 1390 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- با کلماتی که داده شده یک داستان بساز .( قایق- دریا- باد-  من - پدر -مادر -بادبان- کشتی - بازی - شمال -)

2- کتاب بهتر بنویسیم تا آخر درس گل کامل شود.

یک رحل  قرآن با مقوادرست  کنوفردابه کلاس بیاور.

قاشق وچنگال فراموش نشود.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ دوشنبه 17 بهمن 1390 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره وبلاگ

تماس با ما