کلاس اول


 
عرض سلام وخسته نباشید خدمت شما بازدید کننده ی کرامی
[ چهارشنبه 2 آذر 1390 ] [ 02:01 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- ازدرس جدید (سفردلپذیر ) پنج بار بخوان.

2- یک املاء ازدرس جدید بنویس.

3- باکلمه هایی که ذ دارندجمله بساز.(  لذّت -ذرّت - دلپذیر- گذشته - آذر - ذره بین - اذان -)

4- دوصفحه بهتربنویسیم کامل شود.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 02:16 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

قصه ی لاك پشتها

 

 

یكی بود یكی نبود غیراز خدا هیچ كس نبود

 

ننه لاك پشت همیشه از همه چیز ناراضی بود و دوست داشت غر بزند. بابا لاك پشت به او می گفت:« تو از زمانی كه جوان بودی غرغر میكردی ، حالا هم كه پیر شده ای غر میزنی و از همه چیز گله داری ، نمی خوای از این اخلاقت دست برداری؟».................


 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 03:32 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاء ازدرس صدای موج بنویس.

2- برگه هایی که داده شده راحل کن.

3- جدول کلمات بکش ودرآن کلمات و-ُ  -  خوا   -  ّ    -  صـ ص  -     رابنویس.

4- ازدرس دربازار  و صدای موج روخوانی کن.

5- کتاب کار بهتر بنویسیم تاآخر درس صدای موج کامل شود.

6-




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ چهارشنبه 17 اسفند 1390 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]




طبقه بندی: داستان،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاء بنویس. ازدرس دربازار

2- بهتربنویسیم تاآخردرس تشدید

3- کتاب کارریاضی تاصفحه 109 کامل شود.

4- جدول کلمات را بکش وکلمه ها رادرآن بنویس. برای هرقسمت 8کلمه

5-ازدرس دربازار روخوانی کن.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ دوشنبه 15 اسفند 1390 ] [ 05:38 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- یک املاء ازدرس دربازار بنویس.

2- جدول کلمات بکش ودر آن کلمه هایی که و -ُ        خوا     و     ّ  دارندرابنویس.

3-دوصفحه بهتر بنویسیم راکامل کن.

4- ازدرس دربازار روخوانی کن.

5- قران پرسش می شود.

6- داستانی که داده شده رابخوان نقاشی پشت آن راکامل کن.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 02:14 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

دم طاووس

 

 

 

یكی بود یكی نبود

 طاووس زیبا در جنگل سبز زندگی می كرد. او بال و پر و دم بسیار زیبایی داشت. روی پرهایش نقطه های بزرگی مثل چشمهای درشت به نظر می رسید. رنگ سبز و آبی پرها،  چشم همه ی حیوانات را خیره می كرد..............

ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- نقاشی مربوط به انتخابات رابکش .

2- نقاشی مربوط به درس جدید رابکش.

3- ازدرس جدیدپنج بار بخوان.باید درست وروان بخوانی .کلماتی که تشدید دارند راحفظ کن.

4- دوصفحه بهتر بنویسم راکامل کن .

5- یک املاءازدرس دربازار بنویس.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 01:53 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]
بچه: بابا, هواپیمای به این بزرگی را چطور می دزدند؟ پدر: اول صبر می كنند برود بالا, كوچك كه شد بعد می دزدنش!!!!
دزدی



طبقه بندی: لطیفه ها،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- پیک حل شود.

2- یک املاء بنویس.

3- ازدرس جدید سه بار بخوان.

4 -کتاب کار فارسی صفحه 101 حل شود.

 




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]



زرافه و اهو کوچولو
بنام خداوندی که طبیعت را برای لذت بردن افرید
اهو کوچولوی با مادر وپدرش توی یک جنگل بزرگ و زیبا زندگی می کردند این اهو کوچولوی قصه ما خیلی با هوش وزرنگ و شیطون بود و خیلی هم دوست داشت بدونه که توی جنگل حیوانات چکار می کنند وچی می خورند
--------------------------------------------------------


ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،
[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم
مریم برای باباش داستان گفت
صدقه دادن را برای کمک به نیاز مندان به کودکان خود بیاموزید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: داستان،
[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]

1- ده خط املاءازدرس قرآن بنویس.

2- ازدرس قرآن 5بار روخوانی کن.

3- کتاب بهتربنویسیم تا آخر کامل شود.

4- کتاب کارریاضی صفحه 106 کامل شود.

لباس ورزشی فراموش نشود.




طبقه بندی: تکلیف ( تلاش در منزل )،
[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]
سلام،سلامتی میاره

 

سلام،سلامتی میاره

همه ی ما از همان اول صبح که از خواب بیدار می شویم، برای شروع روز، برای این که سالم و تندرست باشیم، برای این که خانواده و آشنایان دوستمان داشته باشند و برای این که فرشته های خدا یواشکی به ما لبخند بزنند از یک واژه ی زیبا استفاده می کنیم:سلام!

از دوست هایم سوال می کنم:"سلام کردن چه فایده ای دارد؟"

محسن کلاس دوم است. می گوید:"وقتی مدرسه ام را عوض کردم و هیچ دوستی نداشتم، همین سلام کردن باعث شد دوست های جدیدی پیدا کنم."

غزاله برای آشتی کردن با دوستش که چند ماهی را با هم قهر بودند از سلام کردن استفاده کرده و می گوید:"دوستم جواب سلامم را داد و خیلی زود با هم آشتی کردیم."

حتماً می دانی یکی از کارهایی که خدا برای ما واجب کرده است پاسخ دادن به کسی است که به ما سلام می کند، و باز هم حتماً می دانی هر که زودتر سلام کند آدم زرنگ تری است و خدا برای این زرنگ تری شصت و نه ثواب قرار داده است و برای کسی که پاسخ سلام را داده فقط یک ثواب!

"سلام، سلامتی می آورد." این جمله را همه ی مان شنیده ایم و شاید به خاطر همین است که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار می شویم اولین کاری که می کنیم سلام کردن به مادرمانم است که برای مان صبحانه آماده کرده است. سلام کردن به پدرمان که ما را به مدرسه می رساند و برای راحتی مان هر روز سر کار می رود. سلام و احوالپرسی هر روز باعث می شود که هم پدر و مادرمان بیش تر دوستمان داشته باشند و هم تمام روز با اعتماد به جمله ی زیبای بالا، سالم و شاد بمانیم.

علی رضا کلاس سوم است. می گوید:"از سلام کردن خوشم می آید؛ چون وقتی وارد یک جای غریبه می شوم و خجالت می کشم با دیگران شروع به حرف زدن کنم، همین سلام کردن سر حرف را باز می کند."

خوب است که در بعضی اوقات، ما سلام کننده باشیم. مثلاً وقتی وارد کلاس می شویم و معلم مان را می بینیم، وقتی برای مان مهمان می آید، وقتی به دوست های مان تلفن می کنیم، وقتی سوار تاکسی می شویم و یا به مغازه بررای خرید می رویم.

حسام وقتی وارد مدرسه می شود به بابای مدرسه هم سلام می کند. همیشه دوست دارد هنگام سلام کردن، لبخند بزند؛ و اگر کسی جواب سلامش را ندهد، دلخور می شود.

نازنین یک بار به همسایه ی شان سلام کرد؛ اما او جواب سلامش را نداده و نازنین ناراحت شده؛ ولی بعداً یادش آمده که با صدای آرام سلام کرده و شاید همسایه ی شان صدایش را نشنیده باشد. نازنین می گوید:"نباید با صدای آرام سلام کنیم؛ چون امکان دارد اطرافیان صدای ما را نشنوند."

توی هر شهر و روستا، خانه های زیادی وجود دارند. توی هر کدام از این خانه ها آدم های زیادی هستند. آدم هایی که هر روز در خیابان و یا سوار اتوبوس و تاکسی می بینیم شان و ساده ترین راه برای این که قلب هایمان را با هم پیوند بدهیم یک واژه ی زیباست: سلام.




طبقه بندی: دانستنی ها،
[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]
حسادتهای مینا
  

 

حسادتهای مینا

بازم مامان بین من و خواهرم فرق می ذاره  وقتی هم که اعتراض می کنم می گه حسادت کار زشتیه ولی تو دختر خوبی هستی ،اسیر حسادت نمی شی !

دیگه از این حرفها خسته شدم .من حسود نیستم حقمو می خوام .همین دیشب برای خواهرم یه لباس خیلی گرون قیمت خرید ولی واسه من هیچی نخرید.دوستای مونا رو تحویل می گیره ولی به من می گه حق ندارم دوستمو به خونه دعوت کنم .

اصلا همین امروز صبح،به مونا خانم اجازه داده بره استخر ولی به من حتی اجازه نمی ده تلویزیون نگاه کنم .آخه من چرا اینهمه بدبختم ؟!

بابا دلش برای مینا سوخت . گفت  من ازت معذرت می خوام همین حالا با مادرت حرف می زنم .

بابا با ناراحتی و با یه قیافه ی حق به جانب به مامان اعتراض کرد که چرا بین بچه ها فرق می ذاری .تبعیض، ظلمه خانم .یه کم عدالت رو توی رفتارتون پیاده کنید لطفا !

مامان لبخندی زد و گفت شاید تو قضاوتتون اشتباه کرده باشید.چطوری مطمئن شدید حق با میناست ؟

بچه ها شما چی فکر می کنید ؟چطور ممکنه حق با مینا نباشه؟

بابا یکی یکی اعتراضات مینا رو گفت و مامان جواب داد .مامان گفت مونا دیشب با پولی که خودش پس انداز کرده بود لباسشو خرید من فقط همراش رفته بودم .مینا هم می تونست پولاشو پس انداز کنه .اون دوتا اندازه هم پول می گیرن .

ضمنا دوستای مینا واقعا دخترای مومن و خوبی هستن .اما آزیتا مناسب رفاقت با مونا نیست .آزیتا همیشه تاثیر خیلی بدی روی مونا می ذاره .همین دفعه قبل یه فیلمهایی به مونا داده بود که ....

تازه !شما که یادتونه .وقتی مونا با فاطمه و سمیه معاشرت می کرد من خیلی از دوستاش استقبال می کردم .

بابا که مدل قیافش عوض شده بود گفت قضیه استخر و تلویزیون چیه ؟

مامان گفت مونا درسش خیلی خوبه .همه تکالیفش رو هم انجام داده حالاهم با خاله رفته استخر .اما مینا فردا امتحان ریاضی داره .شما که خودت می دونی چقد ریاضی مینا خرابه .اگه امروز تلاش نکنه از ریاضی رد می شه .

بابا دیگه مونده بود چی بگه .گفت متاسفم .حق باشماست .ولی چرا اینها رو به خودش نمی گی ؟مامان گفت صد دفعه گفتم ولی مینا فقط به حرفای خودش توجه داره .

بچه ها به نظر شما مامان بین مینا و مونا فرق می ذاره یا اینکه مینا داره حسادت می کنه؟

 




طبقه بندی: داستان،
[ دوشنبه 8 اسفند 1390 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ زهرا علی اکبری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

تماس با ما